HOŞ GELDİNİZ, DOĞRU YERDESİNİZ

ترجمه و آموزش زبان ترکی (استانبولی، راهنمایی گردش در ترکیه و ایران، رصدها و نظرهای شخصی

سخنان عیس کلانتری در خصوص کارشکنیهای احیای دریاچه اورمیه!!!

«عیسی کلانتری» دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه روز سه شنبه ۹۴/۶/۱۱ در همایش توجیهی فرهنگیان آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به لزوم توجه به توسعه پایدار تاکید کرد و گفت: کشورهایی که توسعه پایدار را قبول ندارند، در همه جا و همه چیز به مشکل بر می خورند. ما هم جزو کشورهایی بودیم که توسعه پایدار را قبول نداشتیم.

وی افزود: وقتی در برنامه توسعه سوم دولت هفتم از توسعه پایدار حرف زده شد، گفتند که این عبارتی غربی و وارداتی است و باید از برنامه حذف شود!

اما توسعه پایدار چه می گوید؟ در کشوری که چهار اصل توسعه پایدار رعایت نشود، آن کشور با مسئله جدی مواجه خواهد شد. از این چهار اصل، دو مورد مربوط به مسئله ای است ما نادیده گرفتیم و دریاچه ارومیه در نتیجه نادیده گرفته شدن این اصول خشک شد.

عیسی کلانتری با اشاره به اظهارات پرویز کردوانی در خصوص لزوم خشک کردن دریاچه ارومیه، گفت: آقای کردوانی گفته بودند که دریاچه ارومیه دیگر خشک شده و باید آن را رها کرد. این حرف زمانی درست بود که دریاچه را خود طبیعت خشک می کرد، حال آنکه دریاچه ارومیه را انسان ها خشک کرده اند. ما همه دست به دست هم دادیم و دریاچه ارومیه را خشک کردیم. (پرویز کردوانی چندی قبل در اظهار نظری سطحی و بی پایه و اساس اعلام کرده بود که دریاچه ارومیه را باید خشک کنیم و در آن کشاورزی کنیم)

وی در ادامه گفت: اولین اصل در توسعه پایدار این است کاری که انجام می شود توجیه اقتصادی داشته باشد، دومین اصل هم این است که هیچ فعالیتی نباید به محیط زیست آسیب بزند و هیچکس حق ندارد به هر دلیلی و تحت هیچ شرایطی به حقوق نسل آینده بشر تجاوز کند.

در حوزه دریاچه ارومیه بطور آشکار این اصول نادیده گرفته شده است. همه این ها دست به دست هم داد تا ما دست مایه تمدن منطقه را از دست بدهیم.

صدها دریاچه مانند ارومیه را در زیر زمین خشک کرده ایم

دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه به بحران مصرف بی رویه آب نیز اشاره کرد و افزود: ما صدها دریاچه مانند ارومیه هم در زیر زمین داریم که آن ها را هم خشک کرده ایم!

کلانتری ادامه داد: سقف بهره برداری از آب های تجدید پذیر نهایتاً ۴۰ درصد است و ما جزو معدود کشورهایی هستیم که بیش از این مقدار از آب های تجدید پذیر استفاده می کنیم. در حوزه دریاچه ارومیه ۷۰ درصد و در کشور ۸۶ درصد آب های تجدید پذیر  استفاده می شود.

وی در ادامه با ابراز نگرانی از این وضعیت، گفت: با چنین وضعی انتظار پایداری از این توسعه را داریم؟ ما با این وضع انتظار تداوم و ماندگاری خودمان را داریم؟

ما که داریم با دست خودمان، خودمان را نابود می کنیم. ما در ۵۰ سال پیش ۲۵ درصد منابع آب تجدید پذیر را هم مصرف نمی کردیم و ۵۰ سال پیش مسئله ای به نام تخریب محیط زیست نداشتیم.

ما داریم خودکشی می کنیم

کلانتری گفت: امروز با تکنولوژی که قرار بود در خدمت انسان باشد، داریم خودکشی می کنیم، ما داریم با چاقوی جراحی خودمان را می کشیم. ما داریم با تکنولوژی ریشه تداوم سرزمین هفت هزار ساله را خشک می کنیم.

ما به بهانه افزایش تولید، به بهانه عدم وابستگی، به بهانه حفظ امنیت ملی، به بهانه تامین امنیت غذایی، به بهانه اینکه مثلا گردن مان پیش دیگران خم نکنیم و اقتدار ملی داشته باشیم به این بحران رسیدیم.

با درخت های مشهد عکس یادگاری بگیرید

این نتیجه ظاهری بحران در حوزه ای است که ۷۰ درصد منابع آب تجدید پذیرش را مصرف می کند. در خراسان رضوی بالای ۱۵۰ درصد آب های تجدید پذیر مصرف می شود؛ در اصفهان و کرمان بالای ۱۲۰ درصد، در فارس بالای ۱۰۰ درصد استفاده می شود.

کلانتری ادامه داد: من چند وقت پیش در دانشگاه مشهد گفتم که با درخت های مشهد عکس یادگاری بگیرید و به آیندگان بگویید زمانی در مشهد هم درخت بود! ما داریم سرزمین خودمان را با دست خودمان نابود می کنیم.

هشدار نسبت به عواقب ویران گر خشک شدن دریاچه ارومیه

دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه با هشدار نسبت به عواقب ویران گر خشک شدن دریاچه ارومیه، گفت: دریاچه ارومیه جایی است که نمکش روی زمین است و حیات مردم را تهدید می کند و رئیس جمهور روحانی هم آگاهانه اعلام کرده است که هر چقدر لازم باشد هزینه خواهد شد تا دریاچه ارومیه احیا شود. اگر دریاچه ارومیه را احیا نکنیم، بایستی بعداً دهها برابر هزینه احیا، خسارت خشک شدن آن را بپردازیم.

وقتی احیای دریاچه ارومیه به عنوان اولین مصوبه دولت مطرح می شود، یعنی دولت اهمیت این مسئله را درک کرده؛ اگر برای احیای دریاچه ۷ میلیارد دلار هزینه نکنیم، باید برای جبران تبعات آن صدها میلیارد دلار هزینه کنیم.

در هشت سال جنگ تحمیلی، کلاً ۱٫۱ میلیون نفر جابجایی جمعیت داشتیم و علی رغم اینکه آن ها مردم شریفی بودند، به یاد داریم شاهد چه مشکلات اجتماعی بودیم. با خشک شدن دریاچه ارومیه دست کم ۴ میلیون نفر مجبور به مهاجرت خواهند بود. کجا؟ این مردم کجا و با چه امکاناتی بروند؟

۱۹۵۰ میلیارد تومان برای احیای دریاچه ارومیه کنار گذاشته شده است

این مقام مسئول در ادامه با بیان اینکه آقای روحانی به عنوان یک برنامه ریز استراتژیست، آگاهانه از احیای دریاچه ارومیه حمایت می کند، گفت: برای اجرای طرح های دریاچه ارومیه در سه ماه آخر سال ۹۳، حدود ۴۵۰ میلیارد تومان بودجه تخصیص داده شد، امسال هم ۱۹۵۰ میلیارد تومان برای احیای دریاچه ارومیه تخصیص داده شده است. ما چکار کردیم؟ هنوز مدیران دولتی ما توجیه نشده اند که باید احیای دریاچه ارومیه در صدر برنامه هایشان قرار داشته باشد.

مدیران استانی با ستاد احیا همکاری نمی کنند

کلانتری با انتقاد شدید از عدم هماهنگی و همکاری مدیران استانی با ستاد ملی احیا، گفت: وقتی من آذری مقیم آذربایجان، فرماندارم، استاندارم، معاون استاندارم، روئسای سازمان هایم، مدیران کل ام و… بی تفاوت به مسئله احیای دریاچه ارومیه نگاه کنیم، چه انتظاری باید داشته باشیم از دیگران؟

سازمانی که در حوزه بحرانی دریاچه ارومیه قرار دارد، اما به وضع دریاچه و برنامه های ستاد احیا بی توجه است و دارد کارهای عادی خود را پیگیری می کند، توجه دارد چکار می کند؟ فکر می کنم یک مقدار بین ستاد احیا و دولتی ها فاصله افتاده است و دولتی ها دارند برنامه های عادی خود را پیگیری می کنند.

چرا سازمان حفاظت محیط زیست ما مدعی حقابه دریاچه نیست؟ آقای قاسمی باید یقه استاندار و مدیران را بگیرد و حقابه دریاچه را مطالبه کند. چرا کسی اهمیت نمی دهد؟

صبح امروز در جلسه شوراها از بین ۵۰۰ عضو شوراهای استان فقط ۱۵ نفر در جلسه حضور داشتند؟ چرا؟ مگر شوراها رابط مردم و دولت نیستند؟ آن ها به خودشان زحمت نمی دهند که بیایند و برنامه های ستاد احیا را بگیرند و اجرا کنند، انتظار داریم کسی از تهران بیاید و دریاچه را احیا کند؟

آذربایجان شرقی بازنده اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه

کلانتری تاکید کرد: آذربایجان شرقی بازنده اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه است و بیشترین آسیب ها و تخریب های خشک شدن دریاچه ارومیه متوجه این استان خواهد بود و تبریز را تبدیل به شهری متروکه خواهد کرد. ما از مسئولان آذربایجان شرقی انتظار داریم ۱۰ برابر آذربایجان غربی برای احیای دریاچه ارومیه تلاش کنند.

اگر مردم وارد کار نشوند، کار بسیار مشکل خواهد شد. اگر همت و غیرت داشته باشیم، دریاچه ارومیه احیا خواهد شد، این همت و غیرت در دولت هست، دولت هیچ محدودیتی برای طرح های نجات بخش دریاچه ارومیه قائل نشده است. به والله دولت با هیچ درخواست ستاد احیا تا کنون مخالفت نکرده است، علی رغم اینکه هیات دوات موضوعات بسیاری را در دستور کار دارد، با درخواست های ستاد احیا موافقت کرده و حداکثر در طی یک هفته مسئله در هیات دولت مطرح و تصویب شده است.

احیای دریاچه ارومیه در برنامه مسئولین استانی جایگاهی ندارد

کلانتری ادامه داد: گله من از مسئولین اجرایی استان ها است؛ احیای دریاچه ارومیه در برنامه مسئولین استانی جایگاهی ندارد، مدیران استانی فکر می کنند ستاد احیا منبعی برای تامین کسری بودجه دیگر بخش های آن هاست.

ما برای احیای دریاچه ارومیه نیاز به پشتیبانی مسئولین استانی داریم. رئیس جمهور تا کنون چهار بار با شخص من تندی کرده از نتایج طرح های احیای دریاچه سوال کرده است.

مردم باید حقوق خود را مطالبه کنند

کلانتری در ادامه با بیان اینکه شهروندان باید توسط سازمان های مردم نهاد توجیه شوند و مردم باید حقوق خود را مطالبه کنند، گفت: دولت وظیفه دارد برنامه های مصوب ستاد احیای را اجرا کند و مردم هم باید حقوق شهروندی خود را مطالبه کنند و اگر مردم به حقوق خود آگاه باشند، کسی نمی تواند آن ها را به دلیل حمایت از محیط زیست و درخواست احیای دریاچه ارومیه بازداشت کند؛ مثل دولت احمدی نژاد که کسانی را که به طور سمبلیک یک لیوان آب به دریاچه ارومیه آب ریختند بازداشت کرده و برچسب ضد انقلابی بودن زد.

شک نکنید دریاچه ارومیه احیا می شود

وی در ادامه با ابراز امیدواری نسبت به احیای دریاچه ارومیه افزود: من ۹۹ درصد اعتقاد قلبی دارم که پس از همه این تلاش ها دریاچه ارومیه می تواند احیا شود؛ چه از نظر اکولوژیکی، چه از نظر زمین شناسی. اما به شرطی که همه افراد مسئول و مردم پای کار بیایند. ما باید سهم دریاچه ارومیه را برگردانیم. در سال های گذشته سالانه ۲ میلیارد متر مکعب از سهم دریاچه ارومیه در کشاورزی و جاهای دیگر مصرف شده و همین عامل خشک شدن آن است.

کلانتری در ادامه با تاکید بر تقویت روح مطالبه گری مردم، گفت: از ما بخواهید و بپرسید که چرا دریاچه ارومیه خشک شد؟ چرا برنامه های احیا به سرعت اجرا نمی شود؟ چرا گرد و غبارهای نمکی بلند شده؟ چرا فشار خون مردم تبریز ۰٫۱ درصد افزایش پیدا کرده است؟ چرا بیماری های جدید شیوع پیدا کرده است؟ چرا زنبورهای عسل بی خاصیت شده اند؟ (و می دانید که اگر زنیور عسل بی خاصیت شود، بعد از ۸ سال کشاورزی هم بی خاصیت می شود.)

یک مشت مدیر بی کفایت اصلاً برنامه احیای دریاچه ارومیه را قبول ندارند

وی در ادامه باری دیگر به عدم همکاری مناسب مسئولین استانی با ستاد ملی احیا اشاره کرد و گفت: مگر از دولت برای احیای دریاچه ارومیه چه می خواهیم؟ پول هست، اختیارات کامل هست، اما من بی عرضه به اتفاق یک مشت مدیر بی کفایت که اصلاً برنامه ای به نام احیای دریاچه ارومیه را قبول ندارند، این وضع را پدید آورده ایم.

همین وزارت نیرو که باید در ماه شهریور ۱۰۰ میلیون متر مکعب از سد بوکان را به دریاچه ارومیه سرازیر می کرد، هنوز دارد مقاومت می کند؛ چرا؟

جالب هست که حجم آب پشت سد هم اکنون ۳۶۰ میلیون متر مکعب است و سال گذشته این مقدار ۸۰ میلیون متر مکعب بوده و با همان مقدار امورات منطقه حل شده، اما با این حال هنوز هم مسئولان وزارت نیرو از رهاسازی آب پشت سد به دریاچه جلوگیری می کنند.

ظاهراً کسانی در منطقه تصمیم ساز هستند و احتمالا به دولت احمدی نژاد متصل هستند و نمی خواهند دریاچه ارویمه احیا شود.

چرا با دزدان آب برخورد نمی کنید؟

کلانتری گفت: چطور ممکن است مدیری در برابر مصوبات ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه مقاومت و سرپیچی کند؟ چرا سهم دریاچه را نمی دهند؟ چرا کارشکنی می کنند؟ ظاهراً در برنامه مدیران منطقه احیای دریاچه ارومیه جایگاهی ندارد. ۲۰ میلیون متر مکعب برای پایاب سد بوکان کافی است، چرا سهم دریاچه را نمی دهند؟

وی ادامه داد: چرا با دزدان آب برخورد نمی کنید؟ چرا با کسانی که به صورت غیر مجاز از آجی چای آب برداشت می کنند برخورد نمی شود؟ چرا رئیس دادگستری استان سکوت کرده و با این تخلفات برخورد نمی کند؟

من آذربایجان را و ایران را بیشتر از خودم دوست دارم؛ من حق ندارم خیانت کنم؛ من حق ندارم اهمال کاری کنم. که چه شود گفته شود فلانی گذران زندگی اش با آب غیر مجاز است و نباید با او برخورد کنیم؟ تخلف تخلف است چه فرقی دارد؟

از این پس هر مدیری که در راه احیای دریاچه ارومیه بایستد و کارشکنی کند به مردم معرفی خواهم کرد

دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه در پایان با تاکید بر اینکه دریاچه ارومیه قابلیت احیا دارد، گفت: دولت به تنهایی نمی تواند دریاچه را احیا کند، مردم به تنهایی نمی توانند دریاچه را احیا کنند، سازه و سخت افزار به تنهایی نمی تواند و همه این ها باید دست در دست هم بگذارند تا دریاچه احیا شود.

کلانتری گفت: من می دانم که ملت آذربایجان، ملت با غیرتی است. ما تقاضای همکاری می کنیم از مردم. من امروز قسم می خورم هر مدیری که از این پس در راه احیای دریاچه ارومیه بایستد و کارشکنی کند به مردم معرفی خواهم کرد. ما داریم زمان را از دست می دهیم. اگر وضعیت فعلی دریاچه حفظ نشود، دیگر دریاچه ارومیه قابلیت احیا نخواهد داشت.

ادامه مطلب
چهارشنبه 18 شهریور 1394

حالات زمان در زبان ترکی

در این پست به حالات زمان در ترکی پرداخته شده است. این مطلب به زبان ترکی و از سوی دوستمان دورموش اوغلو تهیه شده و با توجه به لزوم یادگیری زبان تا سطحی که این حالات قابل ارائه باشد، به همین صورت یعنی به زبان اصلی تقدیم می گردد.


حالات مزبور در کل و به اختصار به دو قسمت اصلی 1- حالات خبری و 2- حالات تمایل تقسیم می شوند. حالات خبری خود به پنج قسمت تقسیم می شوند:

1- زمان حال

2- زمان گسترده (فراگیر)

3- زمان گذشته معلوم

4- زمان گذشته مبهم (زمانی که غیر از طرق مستقیم یا دیداری نسبت به آن کسب آگاهی شده)

5- زمان آینده

 

FİİLLER (EYLEMLER 

            Bir oluşu, bir durumu veya bir kılışı kip ve kişiye bağlayarak anlatan sözcüklere denir.

Pratik olarak ismi fiilden ayırmak için –me, -ma  olumsuzluk ekini ya da –mak ,-mek mastar ekini kullanırız.Eğer bir kelimenin sonuna –ma ,-me olumsuzluk ekini ya da –mak ,-mek  mastar ekini getirebiliyorsak o kelime fiil demektir.Getiremiyorsak o kelime isim soylu bir kelimedir.

*Geldi——— gelmedi ,gelmek

*Oturmuş—— oturmamış, oturmak

*Söylüyorum———- söylemiyorum, söylemek

               Görüldüğü gibi  yukarıdaki kelimelere –ma,-me  ve –mak,-mek  getirebilmekteyiz. Öyleyse bu kelimeler fiildir.

*Kitap——— kitapma , kitapmak

        Yukarıdaki ‘kitap’ sözcüğüne ise bu ekleri getiremiyoruz. Öyleyse bu kelime isimdir.

         Fiiller, anlattıkları hareketin niteliğine göre değişik özellikler gösterir.Bunları üç grupta inceleyebiliriz:


a)Kılış fiilleri

b)Durum fiilleri

c)Oluş fiilleri.

Bunları  birbirinden ayırt etmek için pratik olarak şu bilgiyi kullanabiliriz: Eğer bir fiil geçişli ise (yani ‘neyi’, ‘kimi’ sorularını sorabiliyorsak) kılış fiilidir.

*Kırmak ,atmak , dikmek, içmek, ezmek,delmek,yolmak,dizmek….

     Görüldüğü gibi yukarıdaki fiillere ‘neyi kırmak?, neyi atmak…’sorularını yöneltebiliyoruz.

Öyleyse bu fiiller geçişlidir  ve geçişli olduğu için de kılış fiilidir.

      Fiil, öznenin kendi iradesi dışında geçirdiği değişimi anlatıyorsa ve bir hareket bildirmiyorsa o fiil oluş fiilidir.

*Sararmak ,Yaşlanmak,Uzamak, Paslanmak,büyümek,solmak,acıkmak…

      Görüldüğü gibi yukarıdaki fiiller geçişli olmadığı için kılış fiili olamaz.Bir hareket olmadığı için ve eylem öznenin kendi isteği dışında gerçekleştiği için bu fiiller oluş fiilidir.

       Fiil, öznenin kendi iradesinde yani kendi isteği ile gerçekleşiyorsa ve fiil bir hareket ifade ediyorsa o fiil durum fiilidir.

*Yürümek, oturmak, gitmek, çıkmak,ağlamak…

       Görüldüğü gibi yukarıdaki fiiller , bir hareket bildirmektedir ve bu hareket kişinin kendi isteğiyle gerçekleşmektedir bu yüzden yukarıdaki fiiller durum fiilleridir.

Not:   Durum fiilleri de oluş fiilleri de geçişsiz fiillerdir.

FİİLDE KİP: Kipler, haber (bildirme) ve dilek (isteme) kipleri olmak üzere ikiye ayrılır.

a)Haber Kipleri: Zaman eklerinin hepsine birden haber kipleri denir.Haber kipleri şunlardır:

1)Öğrenilen(duyulan) (miş’li) Geçmiş Zaman: Fiillere –miş ,-mış, -muş,-müş ekleri getirilerek sağlanır.Bu eylemler daha çok başkasından duyulma, aktarılma anlamı taşırlar.  Bazen de farkında olmadan yapılma bildirir.

*Evleri yanmış.(başkasından duyma)

*Seni sormuşlar. (başkasından duyma)

*Aaa ! çorabım kaçmış. (sonradan farkına varma)

*Mutfakta elimi kesmişim. (sonradan farkında olma)

*Bu solmuş elbiseleri giymemelisin.(sıfat fiil eki)

2)Görülen (di’li) Geçmiş Zaman:  Eylemlere “dı,di,du,dü,tı,ti,tu,tü” ekleri getirilerek yapılır. Anlatan kişi harekete bizzat tanık olmuştur, eylemi görmüştür.

*Evleri yandı.

*Hep birlikte geziye gittik.

*Sınavı kazanabileceğini söyledi.

*Kalbim Ege’de kaldı.

*Beraber yürüdük bu sahillerde.

*Burada her zaman tanıdık insanlara rastlayabilirsiniz.(sıfat-fiil eki)

3)Şimdiki Zaman: Eyleme –yor eki getirilerek yapılır.Eylem ile anlatış aynı zamanda gerçekleşir.

*Ders çalışıyorum.

*Ne diyor?

*Çocuklar yine kavga ediyor.

Not: -makta,-mekte eki de fiile şimdiki zaman anlamı katar.

*Bir soğuk yatakta büzülmekteyim.

*Lütfen sessiz olun şu an ders çalışmaktayım.

4)Geniş Zaman: Eylemlere –r, -ar, -er ekleri getirilerek yapılır.

*Senden sana sığınırım.

*Her sabah yürürüm.

*Bu yolun sonu nereye çıkar?

*Hep böyle güler yüzlü müsün? (sıfat-fiil eki)

Not: Geniş zamanın olumsuzu –mez, -maz’dır. Ancak 1.tekil ve 1.çoğul çekimlerde –me ,-ma şeklini alır.

*Gelmezsiniz    ___ gelirsin           *gelmem____gelirim

5)Gelecek Zaman: Eylemlere –ecek , -acak eki getirilerek yapılır.

*Sana olan aşkımı haykıracağım.

*Gelecek de bir gün gelecek.

*Mektuba yazacak sözüm kalmadı.

*Okuyacak da adam olacak.

*Açacak nerede?

ادامه مطلب
شنبه 14 شهریور 1394

آنجا که رایحه نوع دوستی مادر شهرها کدخدا (؟!) را تحت تایر قرار می دهد...


نامه یک پدر و پسر تبریزی اوباما را تحت تاثیر قرار داد
باراک اوباما، رئیس‌جمهوری ایالات متحده با حساب فیس‌بوکی کاخ سفید در زیر عکس یک پدر و پسر تبریزی کامنت نوشت

به گزارش صدای آمریکا، در روزهایی که سیاستمداران ایرانی و آمریکایی چشم به فرجام توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی دارند و برای رد یا تایید این توافق تلاش می‌کنند، پروژه عکاسی پرطرفدار و محبوب "آدم‌های نیویورک" دور جدیدی از انتشار عکس‌های ایرانیان را آغاز کرده است.

صبح روز پنج‌شنبه به وقت آمریکا، عکسی از یک پدر و پسر تبریزی در صفحه فیس‌بوکی "آدم‌های نیویورک" منتشر شدکه واکنش صفحه فیس‌بوک کاخ سفید را به دنبال داشت. در این عکس داستان پسری ۱۰ ساله روایت می‌شود که بسیار عاطفی است و دوست دارد که به دیگران کمک کند.

پدرش تعریف می‌کند که وقتی ۵ ساله بوده با او به میوه‌فروشی رفته و یک کیلو زردآلو خریده‌اند. پسرک می‌خواهد که کیسه زردآلو‌ها را خودش بیاورد و پدر به او اجازه می‌دهد. در تمام راه برگشت به خانه پسرک پشت پدر در حرکت بود تا این که پدر از درخواست یک زردآلو می‌کند. پسر جواب می‌دهد: نمی‌توانم! همه زردآلوها را بخشیده‌ام.

پدر می‌گوید: همان‌جا فهمیدم که یک انسان بشردوست تربیت کرده‌ام.

باراک اوباما این داستان را الهام‌بخش توصیف کرده و در کامنتی نوشته است: "امیدوارم این مرد جوان هرگز تمایلش را برای کمک به دیگران از دست ندهد. من هم به تلاش‌هایم برای ساختن جهانی بهتر ادامه خواهم داد؛ جهانی که این جوان و همه جوانان مشابه او به استحقاق واقعی خودشان برسند."

باراک اوباما در پایان هم به شوخی نوشته است که "امیدوارم اگر موفق به ملاقات او شدم، یک زردآلو برای من کنار گذاشته باشد."

این کامنت از طریق صفحه فیس‌بوک کاخ سفید منتشر شده است.

ادامه مطلب
شنبه 14 شهریور 1394

سوالات متداول در خصوص مسافرت به استانبول و سایر شهرهای ترکیه

-          من وقت زیادی برای گردش در استانبول نخواهم داشت. برای یک گردش 2 روزه کجاها رو در استانبول پیشنهاد می کنید؟ (هادی ؟ از شهر ری)

یاخین یول: اصلی ترین جاذبه های گردشگری استانبول عبارتند از: میدان و مسجد سلطان احمد، موزه آرکئولوژی، موزه توپ قاپی، برج و باروهای قدیمی شهر، میدان تقسیم و خیابان بَی اوغلو (استقلال)، کاخ دولماباحچه، موزه آیا صوفیه، آب انبار یئره باتان، کمر، قاپالی چارشی (بازار بزرگ)، مصر چارشیسی، مساجد سلیمانیه، فاتح، یئنی جامع، پانوراما استانبول 1453، برج گالاتا، مینیاتورک، استانبول فروم، موزه نظامی، جزایر، حصارهای آنادولو و روم ائلی، کاخهای ییلدیز و بَیلر بَیی، کلیساهای سنت آنتوان و کاریه، تپه چاملیجا، استانبول ویالاند و دهها مورد دیگر.

شما در عرض 2 روز می توانید با یک برنامه مناسب؛ میدان و مسجد سلطان احمد، موزه آیا صوفیه، آب انبار یئره باتان، موزه آرکئولوژی، موزه توپ قاپی، پانوراما استانبول 1453، برج گالاتا  و برج و باروهای قدیمی شهر را ببینید. چنانچه همراه خانواده هستید می توانید مرکز خرید و تفریح استانبول‎فروم، میدان تقسیم و خیابان بَی‎اوغلو (استقلال) و مجموعه بازیهای آبی استانبول ویالاند را (این سه مورد براحتی یک روز شما را می‎گیرند بنابراین ممکن است مجبور به حذف بعضی از موارد دیگر بشوید) جزو اولویتها قرار دهید. در مسیر این جاذبه‎ها، شما  برج گالاتا  و برج و باروهای قدیمی شهر را خواهید دید. برای روز دیگر حتماً میدان و مسجد سلطان احمد، موزه توپ قاپی، پانوراما استانبول 1453 و قاپالی چارشی را ببینید.

چنانچه علاقه مند به اماکن و آثار باستانی یا هنری هستید موارد: میدان و مسجد سلطان احمد، موزه آرکئولوژی، موزه توپ قاپی، برج و باروهای قدیمی شهر، کاخ دولماباحچه، موزه آیا صوفیه، آب انبار یئره باتان، مسجد سلیمانیه، موزه نظامی را در اولویتهای خود قرار دهید.

-          می خواهم در مسافرت به ترکیه، حدالامکان پلاژ و ... را هم ببینم ولی از اینکه اینگونه موارد بر وضعیت فرهنگی خاص خانواده‎مان تاثیر منفی بگذارد نگرانم. آیا توضیح یا پیشنهادی برای این وضعیت دارید؟ (یاشار احمدزاده از میانه)

یاخین یول: چنانچه از تاثیرات مسافرت نگران هستید بهتر است اصلا مسافرت نکنید چون حتی در مورد شهرها و مناطق کشور خودمان نیز تفاوتهای فرهنگی (گاهاً زیادی) وجود دارد ولی اگر منظورتان وضعیت روحی و روانی خاص جامعه و خانواده‎های ماست پیشنهاد می‎کنم حدالامکان در ایام غیر از نیمه دوم بهار تا نیمه دوم پاییز مسافرت کنید و در ضمن مسافرت به شهرهای دارای مراکز خرید، باستانی و گردشگری مثل استانبول، ازمیر، ترابزون و ...، یک برنامه گشت نیم یا یک روزه برای دیدن شیله، کییوس یا بستانجی (از استانبول) و قوش آداسی یا چشمه (از ازمیر) و ... ترتیب دهید. به اینصورت که برنامه اصلی گردش و مسافرت شما یکی از شهرهای بزرگ ساحلی باشد و در اثنای مدت حضورتان در آنجا یک روز صبح به یکی از پلاژها یا شهرهای ساحلی-توریستی نزدیک رفته، نیم روز یا یک روز را در آنجا گذرانده و به هتل یا محل اقامتتان در شهر اصلی بازگردید.

عدم بازدید از چنین نقاطی را بویژه برای آنهایی که برای بار اول قصد مسافرت به خارج را دارند توصیه می‎کنم (در این مورد نظرات متفاوتی ممکن است وجود داشته باشد ولی مخصوصاً این توجیه که بالاخره اینگونه موارد قبلاً از تلویزیون و رسانه های مختلف دیده شده است با آنچه که منظور این حقیر است فاصله دارد.) و امیدوارم به علل متعدد آن خودتان فکر کنید.

-          من در سایه دوستان و برخی همسایگان آشنایی نسبی با ترکی آذری دارم. این آشنایی نسبی چقدر کمک حال من خواهد بود؟ (مینا از اصفهان)

یاخین یول: دوست عزیز، لهجه آذری با لهجه استانبولی تفاوتهایی هرچند اندک دارد. ضمن اینکه شما تنها به آشنایی نسبی با این لهجه اشاره کرده اید. در هر حال شاید بهتر است حداقل در خصوص کلمات و جملات کلیدی مطالعه‎ای داشته باشید و قبل از سفر با همان دوستان ایرانی ترک زبان تمرین کرده و عنداللزوم یادداشتهایی همراه داشته باشید.

-          از محتویات چند پستی که در خصوص مسافرت به ترکیه در همین وبلاگ گذاشته اید، چنین به نظر می رسد که از تورهای ایرانی دل خوشی ندارید. آیا واقعا این تورها فاقد هرگونه مزیت و کیفیتی هستند؟ مخصوصاً برای ما که آشنایی با این کشور نداریم به غیر از استفاده از تور چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟ (؟ از تهران)

یاخین یول: البته من مشکلی شخصی با تورهای ایرانی ندارم. شاید بهتر است مطالب ارائه شده را با اندکی دقت بیشتر مطالعه بفرمایید. منظور من این است که تورهای ایرانی با تعریف کامل تور فاصله زیادی دارند. بهترین تورهای ما از نظر ارائه خدمات ناقص هستند. بسیاری از آنها فاقد برنامه کامل گشت و گذار در طول مدت سفر  بوده و بسیاری از آنهایی که این خدمت را ارائه می کنند از نظر اطلاعاتی که در خصوص جاذبه‎های گردشگری می‎دهند مقید به رعایت اصول مربوطه نیستند. حقیر راهنمای اروپاییها بوده ام و گهگاه شاهد گشتهای پاره وقت ایرانی نیز بوده ام. این نظر نیز با مشاهده نزدیک این تورها شکل گرفته است.  

-          وضعیت جریانهای سیاسی در ترکیه چگونه است آیا ما می توانیم با تمایلات .... امکان یا احتمال راحتتر بودن را برای خود فراهم کنیم؟ (حامد از ؟)

یاخین یول: وضعیت جریانهای اصلی سیاسی در ترکیه تقریباً با توجه به آرایی که احزاب سیاسی در انتخابات می گیرند قابل سنجش است. فقط همواره باید نکاتی را مد نظر داشت از این قبیل که: آرای حزب جمهریخواه خلق نشاندهنده جمعیت واقعی چپگرایان در ترکیه نیست. (ضمن اینکه عقاید متمایل به چپ در ترکیه دارای قاعده قابل توجهی است لیکن چپگرایان واقعی خیلی کمترند) بخش مهمی از آرای حزب عدالت و توسعه تمایلات ملی‎گرایانه دارند و به دلایل مختلف در قالب حزب مذکور تمثیل می گردند و ...

به نظر من اصلاً و ابداً (حداقل در طول مدت سه ماه نخست) قاطی این جریانها نشوید چون با توجه به تفاوتهایی که از ایدئولوژیهای مختلف در دو جامعه وجود دارد برای شما عوایدی نخواهد داشت اما ممکن است بطور جدی با تبعات منفی اینگونه نزدیکیها مواجه شوید. با توجه به نوع سوال به نظرم رسید که شما احتمالاً دانشجو هستید و دقت فرمایید که این راه واقعاً به ناکجاآباد است.

 - در شرایط کنونی (مسائل ناشی از ترور و غیره) آیا امنیت گردشگری در ترکیه از بین رفته است؟ (علیمحمد اسدی از کاشان)

یاخین یول: به غیر از مناطق جنوبشرق ترکیه -که ظاهراً در دوران تداوم مذاکرات حقوق اقلیتها، از سوی پکک بمب گذاری شده است-  در سایر نقاط امنیت حاکم است. در این خصوص به توضیحات وزارت امور خارجه کشورمان و هشدارهای سفارت ایران در ترکیه دقت کنید.

- من یک برنامه بازدید از نمایشگاه در شهر ازمیر ترکیه را دارم. می خواهم خانم و بچه ها را هم با خودم ببرم اما برای گشت شهری تنها دو روز می توانم وقت بگذارم. آیا دو روز ارزش و توجیه اقتصادی، تفریحی -مخصوصاً در مورد ازمیر- دارد؟ (میثم از ؟ )

یاخین یول: اتفاقاً دو روز برای شهر ازمیر کافی است. در سفر به ازمیر می توانید از موزه مردم شناسی، بازار کمرآلتی، میدان کوناک (قوناق)، کادیفه قلعه، آسانسور، پیاده گذر ساحلی کوردون، باغ وحش بزرگ دوغال یاشام پارک، محله آل سانجاق (مراکز خرید و محل گردش عصرانه قشر ثروتمندشهر) و ... دیدن کنید.   

در اطراف شهر ازمیر جاذبه های بسیاری با فاصله های نسبتاً نزدیک وجود دارند مثل سلجوق (شهر باستانی افس و معبد آرتمیس - از عجایب هفتگانه- و روستای شیرینجه) در فاصله 70-80 کیلومتری جنوب شهر، قوش آداسی یا همان کوش آداسی معروف در فاصله 90 کیلومتری جنوب شهر، برگاما در فاصله 90 کیلومتری شمال شهر، چشمه در فاصله 50- 60 کیلومتری غرب شهر و ... 

ازمیر همچنین بدلیل ارزانی عمومی اش معروف است و چند سال پیش عنوان ششمین شهر مناسب برای زندگی در جهان شناخته شد.

اینها سوالاتی بودند که از طرق مختلف به بنده رسیده و پاسخهای فوق ارسال شده است. امید که بدینوسیله مورد استفاده تعداد بیشتری از هموطنان قرار گیرد.

ادامه مطلب
جمعه 30 مرداد 1394

İran gezi bilgileri (soru ve yanıt şeklinde)

1-     İranda gezilmesi, görülmesi gereken yerler, eserler ve bulundukları şehir veya bölgeler:

İran insan uygarlıklarının orta yerinde yeraldığından, bir çok tarihi eser bulundurmakta olduğu gibi, yüzölçümü itibariyle de çok büyük olduğundan geniş sınırları içinde dört mevsimi aynı anda yaşatan koşulları barındırmaktadır.

Tarihi eserlerin başında; Tebriz kapalıçarşısı, Tebriz erki, Babek kalesi, Nakade Hasan tepe, Kenduvan peri bacaları, Zencan Sultaniye kümbeti, Ardebil Şeyh Sefi türbesi, Hamedan Hegmetane tepesi, Tahran Merkez Bankası müzesi, İsfahan imam (Şah Abbas) meydanı, Yezd Ateş tapınakları, Şiraz Taht-ı cemşid, Kaşan yeraltı şehri, Şuş zigurat tepesi vs. gelirken, doğal güzelliklerin başında ise; Karadağ ormanları (Karabağın İranda bulunan güney karşısı), Hazar deniz sahilleri ve Şimal ormanları, Urumiye gölü, Hamedan Alisadr mağarası, Yezd çölü vs. gelmektedir.

Sayılanlardan tahmin edileceği üzere, gezilecek yerler çok fazla olduğu gibi, çoğu, düzgün yapılmış bir planla 7-10 gün içerisinde gezilebilir.

2-     Bir haftalık bir gezi için hangi yerler/şehirler önerilir?

Tebriz (şehir ve 40 kilometre güneyinde bulunan Kenduvan peri bacaları), Tahran (şehir), İsfahan (şehir), Şiraz (şehir ve taht-ı cemşid) ve Yezd

3-     Türkiyenin hangi şehirlerinden İranın hangi şehirlerine otobüs, uçak veya tren seferleri yapılmaktadır?

İstanbuldan Tahran, Tebriz, Meşhed, Şiraz ve İsfahana karşılıklı uçak seferleri, yine İstanbuldan Tebriz ve Tahrana otobüs seferleri ve Ankaradan Tebriz üzerinde Tahrana tren seferleri yapılmaktadır.

Ayrıca Ankaradan Tahrana uçak seferleri yapılmaktadır.

Bütün bunlara ilaveten Türkiyenin her hangi bir şehrinden Ağrı, Iğdır veya Vana uçup (veya otobüsle gidip), oradan kara yollarını kullanarak sınrı geçerek İrana ulaşmak mümkün.

Her hal-ükarda uygun ve verimli bir plan ile İran gezisini gerçekleştirmenin en uygun üç yolu; a) Tebrizden, b) Tahrandan ya da c) Şirazdan başlamak suretiyle mümkün.

4-     İrana yolculuk yapmak için vize uygulaması var mı?

İrana yolculuk yapmak için vize istenmemektedir. Sadece pasaport ile sınırdan geçilebilmektedir. Bir geçişte üç ay (90 gün) İranda kalabiliyorsunuz. Fakat bu süreyi tam doldurmamak ve örneğin 85 günde noktalamak efzeldir. Sözkonusu süre İranlıların Türkiyeye geldiğinde de geçerlidir.

5-     Türkçe İranda ne kadar veya nerlerde anlaşılır? Sadece Türkçe ile zorluk çekermiyim?

Türkçe İran nüfusunun büyük bölümü tarafından bilinmektedir. Aksan olarak Azeri Türkçesince konuşan ve ülke nüfusunun en az üçte birini teşkil eden insanlara ilaveten, genellikle İran halkının Türkiyeye duyduğu sempati sayesinde Bir Türk olarak her hangi bir sıkıntı çekmez, aksine çok aşırı iltifatlara maruz kalabilirsiniz.

İranın bütün kuzey batısı (Tebriz, Urumiye, Ardebil, Zencan, Kazvin, kısmen Hamedan) ve başkent Tahran, Azeri Türkçesi konuşan halkın bitişik coğrafyası olduğu gibi, İsfahan, Şiraz, Meşhed gibi büyük şehirlerde de bu dili bilenler ve konuşanlar vardır. Türkiye Türkçesinden bir az farklı olan bu şiveyi anlamakta zorlanmazsınız. En azından yabancı bir dili konuşmak zorunda kalmaktan iyidir.

6-     İranda yolculuk güvenliği özellikle yabancılar için var mı?

İranda gezi ve yolculuk güvenliği bir çoğu koşu ülkelere göre yüksek seviyede. Bunun Türkiyeden bile daha uygun bir seviyede olduğunu iddia edersek kesinlikle abartmış olmayız. Bugün bir kadın veya çocuk ülkenin bir ucundan diğer ucuna azami kolaylık ve güvenlikle yolculuk yapabilir.

7-     İranda yolculuk, konaklama ve beslenme konforu ve sağlığı ne durumda?

Büyük şehirler arası yolcu taşıma hizmeti veren otobüsler genellikle VIP standartlarında. İran içi uçak seferleri genellikle rötar yapmaktadır. Pek tavsiye edilmez. Tren seferleri fena değil. Yine de en uygun yolculuk aracı otobüs. Büyük kentler arası yolların hemen hepsi otoyol. (Tebriz- Tahran, Tahran- İsfahan- Şiraz, Tahran- Meşhed)

Konaklamaya gelince; çeşitli seviyelerde hoteller, moteller ve misafirhaneler vardır. Tebrizde 100'e yakın hotel ve motel arasından tavsiyede edebileceğim başlıca hoteller a) Hotel Derya ***, b) Hotel Şehriyar *****, c) Hotel Tebriz ****, ç) Hotel Azerbaycan ***. Diğer şehirlerde de uygun hoteller mevcuttur.

Yemek sağlığı ile ilgili ise, İran halkının temizliğe çok önem verdiği ve  özen gösterdiği gerçeğini gözönünde bulundurarak, yemek servis edilen hemen her yerde gönül rahatlığıyla yemek yiyebilirsiniz.

8-     İranda katı şeriat kuralları mı uygulanmaktadır? Sokaktaki yansıması nedir? Bu hususta ne tür sıkıntılarla karşı karşıya kalabiliriz?

İranda bazı arap ülkeleri gibi katı kurallar uygulanmadığı gibi, özellikle yabancılar için her konuda tolerans gösterilmekte ve yüksek anlayışla karşılanmaktalar. Sözkonusu Türkiye vatandaşları olunca, Türkiyeye duyulan yoğun sempati itibariyle, zorluk diye bir şeyle karşılaşmazsınız. Bütün sınırlama (ona da sınırlama demek ne kadar doğruysa) başı açık bayanların saçlarını bir örtüyle (türban, şal, başörtüsü vs.) kapatması gereği. Zaten iki ülke halklarının mülüman olması, olası çoğu mesleyi başlı başına çözmüş oluyor.

9-     İranda din adamları ve evliyaya ait türbeler nerelerde ve nasıl gidilir?

İranda başlıca kutsal sayılan türbe olarak şii mezhebine mensup olanların sekizinci imamı olan imam-ı Rızanın türbesi (Meşhed) gelmektedir. Meşhed, Tahranın 900 kilometre doğusunda, ülkenin kuzeydoğusunda yeralmaktadır. Bu kent 2.5 milyon nüfusuyla ülkenin en büyük ikinci kentidir. Dini değer taşıyan ikinci önemli şehir ise, evsahipliğini yaptığı Hz. Masume'nin (imam-ı Rıza'nın kızkardeşi) türbesi itibariyle Kum şehri. Kum şehri Tahranın 200 kilometre güneyinde ve Tahran- İsfahan- Şiraz ile Tahran- Yezd yolu üzerinde yeralmaktadır. 1 milyona yakın nüfusu ile ülkenin en büyük ilk on şehri arasında.

Ardebil'de Şeyh Sefi (Şah ismailin dedesi) ütrbesi, Şiraz'da Şah Çırağ türbesi gibi, diğer şehir ve kasabaların bir çoğunda da bu tür kutsal veya değerli sayılan türbe ve mezarlar bulunmaktadır.

10-Türkiyenin İranın hangi şehirlerinde resmi temsilcilikleri (büyükelçilik veya konsolosluk gibi) bulunmaktadır?

Türkiye Cumhuriyeti büyükelçiliği Tahranda, İstanbul dörtyolu mevkiinde, Başkonsoloslukları ise Tebriz (Valiasır semti, Homafer meydanı) ile Urumiye'de (Daneşkede bulvarında) yeralmaktadır.

ادامه مطلب
شنبه 10 مرداد 1394

سوالات متداول در خصوص ترجمه مدارک به زبان ترکی و تحصیل در دانشگاههای ترکیه

(پاسخ سوالات جدید به تدریج اضافه خواهد شد. سوالات خود را به آدرس الکترونیکی resuldaghsar@yahoo.com   ارسال نمایید.)  

- این امر معادلسازی (دنکلیک) مدرک تحصیلی کجا انجام می شود؟

پاسخ: معادلسازی یا دنکلیک مدرک تحصیلی عبارت از تایید ارزش سطح تحصیلی مدرک شما با همتای خارجی آن است. این امر در آنکارا در YÖK (یوکسک اؤیرتیم کورولو) یا در نمایندگیهای کشور ترکیه در ایران که بخش مشاور تحصیلی در آن پیش بینی شده است (در حال حاضر فقط سفارت تهران)  انجام می یابد.

 من الان چهار ساله که ترکیه ام. مدارکم را سال 90 دادم ترجمه. بخاطر یک اشتباه در رقم ریزنمره یک هفته برنامه من به هم خورد. حتی کم مانده بود که از یک ترم تحصیلی باز بمانم. با راهنمایی شما خوشبختانه این اتفاق نیافتاد ولی حسابی استرس کشیدم.

پاسخ: در سال 1390 ما در دفتر ترجمه چهار نفر (مترجم) بودیم. نمی دانم اشتباه پیش آمده و حتی راهنمایی مورد نظر شما مربوط به خود من بود یا نه. به هر حال عذر می خواهم.

- با سلام. بنده قصد خرید خانه در ترکیه دارم. استانبول زیاد مورد نظرم نیست. آیا پیشنهاد خاصی در مورد شهرها و بالاخص این مشاوران خرید خانه دارید؟

پاسخ: شما در اکثر شهرهای ترکیه می توانید خانه بخرید. دقیقا اشاره نکرده اید که وضعیت شغلی، تحصیلی یا خانواده شما و حتی سنتان چقدر است و گرنه بهتر می توانستم راهنماییتان کنم. بهر حال باید عرض کنم که اکثر ایرانیها به استانبول، آنکارا، آنتالیا، آلانیا و چند شهر دیگر رغبت نشان می دهند. نوشته اید که استانبول زیاد مورد نظر شما نیست. دلیلش را ننوشته اید در حالیکه استانبول از لحاظ فرصتهای شغلی و اجتماعی بدلیل بزرگی شهر (حداقل یک و نیم برابر تهران بوده و از لحاظ تمیزی هوا به تمیزی ارومیه است.) بهتر است. شاید بهتر است حداقل به محلاتی که بهتر است دور و بر آنها اصلا نروید اشاره کنم: محلات اسن یورت، غازی عثمان پاشا، سلطان بیلی، کاسیم پاشا، چاغلایان، باغجیلار در استانبول. در خصوص اعتماد به مشاوران خرید خانه مخصوصا مواردی که از ماهواره یا بصورت اینترنتی برای خود بساط بزرگی پهن کرده اند خیلی دقت کنید. مشاوره به شرط ادامه دادن آن حداقال با چند مشاور محلی و کارشناس مربوطه حتما مفید است. اگر سوالتان را دقیقتر بپرسید شاید بتوانم بیشتر راهنمایی کنم. با تشکر

-   در ترکیه کجا می توانم مدارکم را برای ترجمه بدهم؟

در شهرهای بزرگ مثل استانبول و آنکارا مترجمان فارسی- ترکی وجود دارند که با نوترلیک (دفترخانه اسناد رسمی) همکاری می کنند. مترجم رسمی در ترکی به صورت «یئمینلی ترجمان» خوانده می شود. در آک سارای، بئشیکتاش و کارتال استانبول و همچنین آنکارا (کیزیل آی) چند نقطه هست.

-  سلام. دو تا سوال. یکی اینکه آیا شما در تهران هم تدریس می کنید؟ دو اینکه در آموزشگاه هم تدریس می کنید؟

نه، در تهران تدریس ندارم. گهگاهی از تهران تماس گرفته می شود. از همه این عزیزان تشکر می کنم. شاید در صورت افزایش تقاضا به کمک و همفکری هم یک طریقی برای خدمت به دوستان تهرانی پیدا کنیم. ضمنا در آموزشگاه هم تدریس نمی کنم. اخیرا یک پیشنهادی از سوی یکی اموزشگاه محترم داشتم ولی شرایطمان فاصله زیادی با هم داشت. اگر هم قبول می کردم تازه اولین تجربه کاری اینجانب با آموزشگاه می شد که نشد!

مدارک مورد نیاز برای ثبت نام در دانشگاه؟

این مدارک نسبت به دانشگاه متفاوت است ولی اغلب مدارک دو دوره تحصیلی آخر مطالبه می شود. مثلا برای داوطلبان دوره دکترا؛ ترجمه دانشنامه ها و ریزنمرات دو دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد به علاوه پاسپورت. باز برای کسب اطلاعات موثقتر به سایتهای خود دانشگاههای مورد نظر مراجعه کنید.

مراحل ترجمه و تایید مدارک؟

اصل مدارک را با دو سری فتوکپی (برای یک سری ترجمه) به مترجم نشان می دهید. مدارک شما از سوی مترجم رسمی رویت و کنترل می شود. سپس دو سری فتوکپی و مبالغ مربوطه اخذ و اصل مدارک (چنانچه کارهای وزارت و کنسولگری را خود به عهده بگیرید) به شما عودت داده می شود. برای اخذ ترجمه مدارک همراه با تایید دادگستری به شما وقت داده می شود. (نزدیکترین زمان ممکن در دفتر ترجمه دکتر مجتهدی یک روز است). بدیهی است برای اخذ تایید هر مدرک شما از دادگستری 40000 (چهل هزار) تومان تمبر باطل می شود. شما بعد از اخذ ترجمه مدارک از دفتر ترجمه، همراه با اصل مدارک ترجمه شده بین ساعات 9 صبح الی 12 ظهر به وزارت امور خارجه کشورمان (در تبریز، در نزدیکی میدان ائل گؤلی- روبروی کوی سهند واقع شده است) مراجعه می کنید. اصل مدارک و ترجمه آنها بعد از تایید در حدود ساعت 1 ظهر به شما مسترد می گردد. در مرحله بعد (پایانی) به همراه فتوکپی از مدارک ترجمه شده (هم صفحه یا صفحات فارسی و هم صفحه یا صفحات ترکی) و 20 دلار برای هر مدرک بین ساعات 09:30 صبح و 12 ظهر به کنسولگری ترکیه (انتهای خیابان فروغی- فلکه همافر- ولیعصر) مراجعه می کنید. ورودی مراجعه کنندگان به کنسولگری از درب پشتی (کوچه کاج) می باشد. 

در خصوص مترجم رسمی ترکی استانبولی در تبریز؛ آقای دکتر محمدرضا مجتهدی

دفتر ترجمه دکتر مجتهدی با حدود 30 سال تجربه در ارائه خدمات ترجمه (واقع در چهارراه آبرسانی، پاساژ اسکان). دکتر مجتهدی فارغ التحصیل از مقطع دکترای حقوق دانشگاه استانبول در سال 1356 شمسی است. لازم به یادآوری است که از ادامه فعالیت خانمی که در طول چند سال گذشته بطور غیرقانونی به کار ترجمه ترکی استانبولی (مهر وی جهت ترجمه ترکی آذربایجانی بود) مشغول بود از طریق مراجع قانونی و ذیصلاح ترجمه ممانعت بعمل آمده است.  

   ترجمه ترکی استانبولی با ترکی آذری فرق می کند؟

بله. تا حدی که در مدارک رسمی حساس نسبت به انتقال مفهوم دقیقاً در معانی مترادف شبهه ایجاد نماید. بدیهی است هر دو این لهجه ها متعلق به یک زبان (ترکی) هستند و تنها در ترجمه رسمی جهت پیشگیری از هرگونه خلط معنی و سوءتفاهم متمایز می شوند.

   آیا شما تدریس هم می کنید؟

بله. بدلیل ضیق وقت (با توجه به اشتغال به امر ترجمه) فعلاً فقط تدریس به صورت خصوصی و فشرده را می پذیرم. ابتدا یک مصاحبه نیم ساعته با داوطلب صورت می گیرد و ضمن اطلاع از انگیزه و هدف داوطلب آموزش خصوصی، از سطح آشنایی وی با زبان ترکی استانبولی نیز کسب آگاهی می گردد. سپس با تعیین چند جلسه (از حداقل 1 الی حداکثر 7-8 جلسه) آموزش شروع می شود. 

-    ماموریت ترجمه شفاهی برای داخل یا خارج از کشور؟

بله. حق الزحمه توافقی است. نرخ پایه 50 دلار برای یک روز (بعلاوه مخارج مسافرت) می باشد.

  - مدارک مورد نیاز جهت اقدام به تحصیل در دوره کارشناسی (دانشگاه های ترکیه)؟

ترجمه ترکی مدارک دیپلم، ریزنمرات سه ساله دبیرستان، پیش دانشگاهی و کارنامه دوره پیش دانشگاهی . برخی از داشنگاهها ترجمه انگلیسی یا ترکی و انگلیسی مدارک را با هم می خواهند. مثل İstanbul Teknik Üniversitesi. مطئنترین راه برای کسب آگاهی مراجعه به سایتهای اصلی خود دانشگاههای مورد نظر است. چون گاهاً تغییر می یابند.

-     زمان مناسب جهت اقدام به تحصیل در دوره لیسانس؟

تنها زمان و بهترین زمان بین ماه می ( نیمه دوم اردیبهشت ) تا اواخر مرداد ماه می باشد. هر کدام از دانشگاهها در داخل این بازه زمانی، زمان خاصی را برای پذیرش خود در نظر می گیرند.

-     متوسط هزینههای زندگی در شهرهای ترکیه؟

این هزینه ها برای هر فرد و نیز نسبت به شهرها و دانشگاهها متفاوت است. بدون در نظر گرفتن هزینه های اسکان (خوابگاه یا اجاره خانه) حداقل هزینه برای زندگی ماهانه را میتوان از 200 دلار به بالا در نظر گرفت. هزینه اقامت و تحصیل در استانبول معمولا بیشتر از شهرهای دیگر است. بطور مثال در حالی که اجاره خانه (واحد آپارتمانی با متراژ پایین) در محله اولوس آنکارا یا آنافالتالار ازمیر (جزو ارزان قیمت ترین مکانها در عین نزدیکی به مرکز شهر) حداقل 350 لیره ترکیه است، این مبلغ در محله قوم قاپی استانبول حداقل از 600 لیره شروع می شود. بدیهی است محلات نامبرده –در عین اینکه بدلایل متعدد مورد توجه برخی دانشجویان قرار می گیرند- چندان مناسب برای اقامت دانشجویان نمی‎باشند و تنها به عنوان ارزانترین محلات و جهت مقایسه ارائه می شوند.

امکان برخورداری از تخفیفهای شهریه برای هموطنان ترک ایرانی؟

ظاهراً تنها در دانشگاه Boğaziçi این تخفیف هنوز برقرار است ولی با ارائه برخی مدارک رسمی (مثل شناسنامه) صادره از شهرها و استانهای ترک نشین در برخی موارد امکان استفاده از این تخفیفها وجود دارد.

-آزمون تومر؟ از چه بخش هایی تشکیل شده است ؟ چه منابعی مورد نیاز می باشد ؟

آزمونی برای ورود به دانشگاههای ترک زبان کشور ترکیه میباشد. آزمون از بخشهای Speaking / Listening/ Structure/ writing   (Dinleme, Konuşma, Okuma, Yazma)تشکیل شده است و در 3 سطح برگذار میشود. نمره C به منزله قبولی و گرفتن دیپلم تومر میباشد.

-در کدام یک از دانشگاه های ترکیه دوره های لیسانس به زبان انگلیسی ارائه می شود؟

بله:

Ortadoğu Teknik Üniversitesi, Boğaziçi, İstanbul Teknik, İzmir Teknoloji Enstitüsü, Bilkent, Fatih, Hacettepe

-Denklik Belgesi (مدرک برابرسازی یا معادلسازی) و نحوه تهیه؟

مدرک برابری دیپلم دبیرستان با دیپلم ترکیه می باشد که برای تهیه آن باید اصل دیپلم به همراه ترجمه تایید شده آن به علاوه اصل ریزنمرات سه ساله دبیرستان به همراه ترجمه تایید شده آن را در آنکارا یا استانبول به اداره آموزش ملی برد و این نامه را تهیه نمود. نشانی نهاد مزبور در آنکارا:

Ankara İl Milli Eğitim Müdürlüğü
İ Blok Kültür Bölümü Beşevler Ankara
Phone: (0312) 212 46 42 – 413 37 04 – 212 66 40/184

-پرداخت Application Fee دانشگاهها؟

بهترین راه ممکن از طریق شرکت هایی است که این کار را را برای دانشجویان با دریافت کارمزد مناسب انجام می دهند.

-آیا ترجمه مدارک مورد نیاز پذیرش نیاز به تایید کنسولگری دارد؟

در مرحله اول خیر. امّا برای زمان ثبت نام و گرفتن نامه برابری دیپلم دبیرستان با دیپلم ترکیه باید تایید کنسولگری را گرفت. اما برای اینکه دچار هیچگونه ریسک و سردرگمی در این خصوص نشوید اینکار را همان اول انجام دهید. به عبارت دیگر اخذ تایید از کنسولگری ضروری است و تعلل در انجام آن ممکن است به روند امورتان آسیب برساند. بدیهی است اخذ تایید از کنسولگری ترکیه بعد از تایید وزارت امور خارجه کشورمان صورت می پذیرد.

در صورت وجود برخورداری از امکان تخفیف شهریه چه مراحلی باید طی نمود؟

قبل از ثبت نام به اداره ثبت نام دانشگاه مراجعه کرده و فرم های مربوطه را پر نمایید.

-آیا امکان گرفتن ویزا برای پذیرش دوره های زبان ترکی در کشور ترکیه وجود دارد ؟

بله . این نوع ویزا 6 ماهه می باشد و باید زبان آموز در آن دوره 6 ماهه به طور متداول در کلاس های زبان ترکی شرکت نماید.

-قوانین منع حجاب در دانشگاه های ترکیه برای خانم ها؟

لغو گردیده است.

-آیا امکان استفاده از خوابگاه جهت اقامت دانشجویی در ترکیه وجود دارد ؟ اگر بله نحوه اقدام چگونه است ؟

بله با داشتن ویزای دانشجویی و دفترچه اقامت امکان استفاده از خوابگاه وجود دارد. دانشجو در زمان اقامت در کشور ترکیه هم می تواند از خوابگاه های خود دانشگاه استفاده نماید و هم از خوابگاه های خصوصی. برای سکونت در خوابگاههای خود دانشگاه باید در زمان ثبت نام در دانشگاه در کشور ترکیه برای خوابگاه اقدام نمود. برای خوابگاههای خصوصی نیز با در دست داشتن ویزای دانشجویی و دفترچه اقامت با مراجعه حضوری به خوابگاه می توان اقدامات لازم را به عمل آورد.

-امکان افتتاح حساب در بانک های ترکیه برای دانشجویان؟

وجود دارد.

-دانشگاه های مورد تایید وزارت علوم و بهداشت؟

دانشگاه استانبول - استانبول

دانشگاه حاجت تپه - آنکارا

دانشگاه آنکارا - آنکارا

دانشگاه آنادولو- اسکی شهیر

دانشگاه 9 ایلول (دوقوز ایلول) - ازمیر

دانشگاه غازی - آنکارا

دانشگاه اژه- ازمیر

دانشگاه عثمان غازی – اسکی شهیر

دانشگاه مرمره - استانبول

دانشگاه چوکور اُوا - آدانا

دانشگاه اولوداغ - بورسا

دانشگاه تکنیک کارادنیز - ترابزون

دانشگاه 19 ماییس - سامسون

دانشگاه تراکیا - ادرنه

دانشگاه سلجوق- قونیه

دانشگاه فاتح - استانبول

دانشگاه تکنیک خاورمیانه – آنکارا

دانشگاه آتاتورک- ارزروم

-آیا امکان کار بیرون دانشگاه در ترکیه برای دانشجویان خارجی وجود دارد ؟

خیر . تنها در صورتی که ویزای کاری داشته باشید. کار دانشجویی در داخل دانشکاه تا هفته ای 20 ساعت مجاز میباشد. البته دانشجویان زیادی قاچاقی (کار بدون ویزای کار) کار می کنند.

-آیا برای ورود به دانشگاه های ترکیه از مقطع دیپلم به آزمون ورودی نیاز هست؟

در سال های اخیر برخی از دانشگاه های ترکیه از طریق معدل نیز دانشجو می پذیرند. از ایران هم برخی دانشگاهها هم معدل دیپلم و پیش دانشگاهی را به عنوان شرط پذیرش میخواهند و برخی یا معدل دیپلم و یا پیش دانشگاهی. اشخاصی که معدلشان پایین تر از سقف مجاز تعیین شده توسط دانشگاه مورد نظرشان است می توانند در آزمون داخلی دانشگاه ها شرکت کنند. بعضی دانشگاه ها نیز همانند دانشگاه دولتی آنکارا تنها از طریق آزمون داخلی دانشجو میپذیرند.

-آیا در دوره لیسانس هم می توان از بورسیه استفاده کرد؟

بله . در دوره لیسانس هم می توان از بورسیه دولت ترکیه استفاده کرد و یا از بورسیه دانشگاه ها به صورت جداگانه. برای استفاده از بورسیه دولت ترکیه در مقطع لیسانس شرایط سنی وجود دارد یعنی دانشجو باید 18 سال داشته باشد نه بیش تر. از طریق سفارت ترکیه می توان برای این نوع بورس اقدام نمود. برای استفاده از بورسیه دانشگاه ها دانشجو باید در هر سال تحصیلی معدل بالا کسب کند.این نوع بورس شامل هزینه خوابگاه یا غذا و یا هزینه حمل ونقل و یا شهریه می باشد که دانشگاه به دانشگاه متفاوت است.بهتر است شرایط بورسیه دانشگاهی را از سایت دانشگاه مورد نظر پیگیری نمود.








ادامه مطلب
پنجشنبه 8 مرداد 1394

اندر خواهرخواندگی تبریز و استانبول

اندر خواهرخواندگی تبریز و استانبول 

با اقتباس از کتاب «استانبول، راهنمای گردشگری شهر همراه با نقشه و عکسها» از قلم نگارنده

شاید شما نیز جزء خیل افرادی باشید که تاکنون به استانبول سفر کرده و یا حداقل اطلاعاتی (فارغ از اینکه چقدر مقرون به حقیقت است) از این عروس جهان اسلام دارید. لیکن شاید تعجب نمایید اگر خبر از کم اطلاعی بیشتر مسافران ایرانی در مورد جاذبه های گردشگری این شهر علیرغم صرف هزینه های سنگین بدهم. به طوری که برخی از آنان حتی پس از بازگشت از سفر نیز متوجه کیفیت پایین مسافرت خود نمی شوند. از آنجا که جاذبه های گردشگری این شهر زیبا و تاریخی از طرق مختلف و با تفصیل ارائه می شود، در این مقوله قصد داریم تا به موضوع خواهرخواندگی این شهر با زیباترین و توسعه یافته ترین شهر ایران، تبریز بپردازیم که اقدامی بسیار بجا بوده و بخاطر این موضوع از مدیران شهری هر دو شهر مراتب سپاس خود را بجای آوریم. مخصوصاً مقامات شهری تبریز که با درایت و علم به حقانیت موضوع، در این مسأله صمیمیت و اهتمام به خرج دادند.

تبریز و استانبول بزرگترین شهرهای ایران و ترکیه در شمالغرب کشورهای متبوع خود می باشند. این دو شهر کهن، مسلمان‌نشین و همزبان در ورودی آسیا و اروپا و بالعکس واقع شده‌اند. در واقع استانبول ورودی ترکیه از اروپا و تبریز دروازه ورودی ایران از اروپا می باشد. نقش تبریز همچون استانبول در ورود و شکوفایی اولین های تمدن و فرهنگ به کشور متبوع خود پررنگ بوده و از همین روست که امروز تبریز کهن به شهر اولین‌ها اشتهار یافته است. (یاد شادروان صمد سرداری‌نیا که کتاب بسیار ارزشمندی در این خصوص به یادگار گذاشته است، گرامی باد). این شهرها از قدیم با همدیگر روابط فرهنگی، تجاری، بازرگانی و صنعتی داشته اند. بطوریکه یکی از هشت دروازه کهن تبریز به نام «استانبول قاپی‌سی» مشهور بوده و قدمتی چند صد ساله دارد.[1]

در طول دوره حکومت صفویان با رسمیت یافتن مذهب تشیع و همچنین در مقاطعی که تبریز به اشغال عثمانیها درمیآمد، خیل عظیمی از صنعتگران، تجار و هنرمندان تبریزی به استانبول کوچ کردند –یا کوچ داده شدند- که این توده ها در بازسازی استانبول بعد از فتح (1453 میلادی) و زلزله (1509 میلادی) و خلق خیلی از آثار معماری و هنری و رونق بخشی به بازار آن نقش پررنگی داشته اند. هم اکنون نیز در گوشه و کنار قاپالی‌چارشی استانبول، نسل‌های تجار تبریزی‌الاصل دیده می شود.

در دوره قاجاریه روشنفکران و آزادیخواهان و روزنامه نگاران تبریزی با استانبول، باکو و تفلیس در ارتباط بودند و از رویدادهای همدیگر تاثیر می پذیرفتند. تاریخچه شکل گیری نشریات اختر و ملانصرالدین با ظرافت گویای نقش روزنامه نگاران تبریزی که به استانبول تبعید شده بودند در آماده سازی روشنفکران ایران می باشد. تبریز در جنبش مشروطه نقشی اساسی برعهده داشت و دلیری و حق‌طلبی مردم هوشیار آن به پیروزی جنبش منجر شد. پس از سرکوب مشروطه توسط محمدعلی‌شاه، تمام حرکت‌های مشروطه‌خواهانه در تهران خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محله آن، هنوز کسانی بودند که تا پای جان از این دستاورد پاسداری می کردند. این مقاومت ماه‌ها ادامه داشت تا این‌ که در اصفهان و گیلان نیز مردم به ‌پا خواستند و مشروطه‌‌خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند. این جنبش با مداخلات و توطئه های داخلی و خارجی و همچنین عدم رشد شعور سیاسی جامعه، عقیم مانده و منحرف شد.

تبریز در دوران قاجار ولیعهد نشین بود. ولیعهدان، فرمانروایی تبریز و کل ایالت آذربایجان را که مشتمل بر استانهای آذربایجان‌شرقی و آذربایجان‌غربی، زنجان، اردبیل، همدان و کردستان و بخشهایی از استانهای همجوار دیگر فعلی بود برعهده داشتند. پس از کودتای انگلیسی سال ۱۲۹۹ خورشیدی و روی کار آورده شدن پهلوی اول نیز، بدلیل اهمیت همه‌جانبه منطقه، برخی از استانداران آذربایجان‌شرقی (که کوچکتر گردیده و شامل استانهای آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان و قزوین فعلی بود) یا به توصیه و فشار برخی از دولت‌های بیگانه همچون انگلستان و روسیه به این سمت منصوب می‌شدند و یا از طرفداران این دولت‌‌ها بودند.

تبریز در طول تاریخ بعد از تخمینهای آماری یعنی از حداقل هزار سال پیش تا اواخر دورة حاکمیت پهلوی به عنوان بزرگترین شهر دولتهای حاکم بر این جغرافیا یا یکی از دو شهر نخست آن معرفی شده است.[2] تبریز تا همین چند دهه پیش به تنهایی چندین نمایندگی و کنسولگری کشورهای بزرگ و همسایه مثل روسیه، ترکیه عثمانی، انگلستان، اتریش، فرانسه، آلمان و آمریکا را در خود جای داده بود. (برخی از اینها اکنون نیز به فعالیت خود ادامه می دهند).

تبریز هم اکنون بزرگترین شهر آذربایجان ایران و مرکز استان آذربایجان‌شرقی است. این شهر همچنین قطب اداری، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی منطقة شمال‌‌غرب کشور شناخته می‌شود. این شهر همچنین در سال 2012 میلادی از سوی سازمان ملل به عنوان زیباترین و توسعه یافته‌ترین شهر ایران معرفی گردید.

از سوی دیگر وجهة کلانشهر استانبول که به اعتبار شاخصهای مذهبی، زبانی، تاریخی و فرهنگی خود عنوان خواهرخواندگی با تبریز را به حق از آن خود نمود از نظر جایگاهی که برای کشور متبوع خود ایفا می‌نماید، با موقعیتی که تبریز در ایران دارد یکسان است. این شهر که از زمان کنستانتین اول به صورت یکی از مراکز اصلی جهان مسیحیت بود با فتح آن در سال 1453 توسط ترکان عثمانی به یکی از تاثیرگذارترین مراکز جهان اسلام  درآمد.

فتح استانبول از نظر تاثیرات ژرفی که بر سیر تاریخ ترکیه، جهان اسلام و کل دنیا بجای گذارد بسیار مهم تلقی شده و از سوی خیل تاریخدانان بعنوان مبدأ عصری جدید پذیرفته می‌شود. سیر تاریخی کسب موقعیت رهبری جهان اسلام از سوی ترکان عثمانی نیز با فتح استانبول شروع می شود. در سالها و سده های متعاقب فتح، دین اسلام به صورت یکی از دینامیکهای اصلی سیاست جهان درآمد. از این زمان به بعد، مسلمانان در تمام وقایعی که در جهان و در عرصه بین‌الملل اتفاق می افتاد نقشی داشتند.

استانبول یک شهر ترک‌نشین و البته بزرگترین آنها است. لهجه ترکی شهر استانبول اکنون به مثابه زبان رسمی کشور مورد استفاده بوده و الفبای آن مثل الفبای تمامی زبانهای اروپایی برگرفته از الفبای لاتین می‌باشد که با اعمال ویژگیهای خاصی، بعد از تاسیس نظام جمهوری و در سال 1928 متداول گردید. لهجه‌های مختلف ترکی رایج در ترکیه، متعلق به شاخه غربی زبانهای ترکی بوده و با زبان و لهجه‌های ترکی رایج در سراسر ایران تفاوتهای بسیار اندکی دارد تا جایی که مردم این کشورها، عرفا و شعرای نامی چون نسیمی، یونس امره، فضولی، اشعار ترکی مولوی، نظامی گنجوی، استاد شهریار و ... و داستانهای دده‌قورقود و کوراوغلو را به طور مشترک از آن خود و جزو فرهنگشان می‌دانند.[3] حتی امروز پرطرفدارترین تیمهای لیگ برتری دو کشور مربوط به این شهرها هستند. تیم تراکتور تبریز می تواند حتی بیش از صد هزار نفر را در ایران به استادیومهای ورزشی بکشاند، همانگونه که تیمهای فنرباحچه، گالاتاسرای و بئشیکتاش استانبول در ترکیه می توانند.

بنابراین تبریز و استانبول در طول تاریخ به همدیگر جان بخشیده‌اند و این چیزی است که ظرفیتهای بالای این دو را در مناسبات داخلی و خارجی کشورهای متبوع خود و مخصوصاً نسبت به همدیگر به خوبی نشان می دهد.

لازم به ذکر است که پیمان‌های خواهرخواندگی، بین شهرهای دارای مشترکات تاریخی، زبانی، فرهنگی و ... برای پیوند دوباره و استحکام بیشتر دوستی و روابط و یا حتی بین شهرهایی که از وجوه مختلف دارای تضاد با یکدیگر هستند، جهت کاهش تاثیرات و تعدیل حافظه تاریخی و ... بسته شده و ظرفیت لازم را برای مشارکت در شهرها فراهم می‌کند که این امر نیز موجب توسعه پایدار شهرهای درگیر می‌شود.



[1]-  اقدام شهرداری تبریز در خصوص مرمّت و بازسازی دروازه‌های قدیمی شهر، بسیار بجا خواهد بود.

[2]. راجع به جمعیت ایران و شهرهای مختلف آن، مخصوصاً جهانگردان در طول تاریخ اظهار نظرهای مختلفی داشته‌اند که بیشتر بر شنیده‌ها و تخمینهای آنها استوار گردیده و چه بسا همراه با اشتباه بود. مثلاً در حالیکه جهانگردی در سالهای پیش از صفویه جمعیت تبریز را هیجده صدهزار نفر یعنی یک میلیون‌وهشتصدهزار نفر عنوان می‌نماید، این رقم در عرض حداکثر چند ده سال، کمتر از سیصدهزار نفر گزارش می‌شود! شاید گزارش لرد کرزن فرستادة ویژة دربار انگلستان به ایران مستندتر باشد. این شخص به مدت چندین سال قبل از شروع جنگ جهانی اول در ایران به مطالعه مشغول بوده و بعداً به صورت کارشناس مسائل ایران مطرح گردید. بطوری که نظراتش در شکل‌دهی تصمیمات دربار انگلیس در مورد کشور ایران و شکل‌یابی آیندة این کشور بسیار مورد توجه و تقدیر و استفاده قرار گرفت. کرزن در کتاب خود به آمار زیر اشاره می‏کند: «... و جمعیت آن (ایران) هفت‌میلیون‌وششصدوپنجاه‌هزار نفر و دارای 99 نقطه شهری است. از این جمعیت نیز شیعیان حدود شش‌میلیون‌وهشتصدهزار نفر، سنیان هفتصدهزار نفر، زرتشیتیان 8 هزار، یهودیان 19 هزار، ارامنه 43 هزار و ... هستند.» تراکم فوق‌الذکر جمعیت، چنان که از اطلاعات تاریخی طبیعی ایران بر می‏آید در همه‌جا یکسان نیست. از آنجا که حدود هشتاد درصد این جمعیت روستانشین بوده‌اند، پراکندگی آن در سطح کشور بسته به اوضاع آب و هوایی و میزان حاصلخیزی مناطق مختلف داشته و تراکم نسبتاً بالای جمعیت مربوط به شمال و شمالغرب کشور بوده است. کرزن در کتاب خود به جمعیت چندین شهر نیز اشاره کرده که پانزده شهر نخست بنا به برآوردهای او این‌گونه است: تهران پایتخت: 350 هزار نفر، تبریز ولیعهدنشین: 300 هزار نفر، اصفهان: 80 هزار نفر، مشهد: 70 هزار نفر، شهرهای همدان، کرمانشاه، یزد، خوی و کرمان هر کدام حدود 50 هزار نفر، قزوین: 40 هزار نفر، شهرهای شیراز، اورمیه، رشت و قم هر کدام 30 هزار نفر، بوشهر: 20 هزار نفر. به نظر کرزن، شهرهای ایران با توجه به میزان خدمات و رفاه شهری پایین و همچنین ساختار قومی و قبیله‌ای مختلف و گاهاً متضاد از نظر دینی، زبانی و ... که به عنوان یکی از عوامل اصلی فقدان وحدت در دولت شمرده می‌شود، چندان جذابیتی نداشته است. در نخستین سرشماری رسمی ایران نیز که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی صورت پذیرفت، تبریز دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران بود.

[3]- ده تا بیست درصد از کلمات مورد استفاده در نقاط مختلف دو کشور، -بسته به لهجه مورد تکلّم- متفاوت هستند. مثلاً در حالی که کلماتی چون «گرچک»، «یاغمور»، «سیجاق» و ... که در معانی حقیقت، باران، گرم و ... در میان ترکان ساکن مناطق مرکزی ایران تا جنوب شیراز بکار می‌رود، در لهجه استانبولی نیز بهمان شکل کاربرد داشته ولی در آذربایجان کاربرد ندارد. کلماتی مثل «اؤن» (جلو)، «اوزَری» (روی چیزی)، «اَرَن» (عارف) و ... هنوز در قالب کلماتی چون اؤنلوک (پیش بند بچه)، اوزرلیک (گیاهی است که برای مصون ماندن از چشم حسود روی آتش ترکانده و روی شخص و یا اشخاص مورد نظر می‌گیرند)، اَرنلر (مقبره‌هایی مربوط به عرفای متوفی واقع در برخی از مناطق و روستاهای آذربایجان) و ... ماهیت وطنی و کارایی خود را حفظ نموده‌اند.

 

ادامه مطلب
شنبه 3 مرداد 1394